بنا به در خواست مکرر شما دوستان عزیز(که حسابی منت ما رو کشیده بودید!!!)گزارش علمی رو که مخصوص درس بسیار بسیار.. شیرین جغرافیا رو براتون گذاشتم...

 

ما رفتیم موزه ی روستایی گیلان که فعلا خانه های روستایی جلگه شرق گیلان آماده بازدید شده...

 

اول از همه این دو تا سربازززززززززز هایی هستن که ما رو اسکورت کردن(آخه تیزهوشانیم دیگه... نا سلامتی آینده مملکت دست ماست)

    

 

برای دیدن خونه های قدیمی از وسط یه جنگل خیلی خوگشل و نایس گذشتیم که سنگفرش شده بود...

  

یه نمونه از خونه هایی روستایی قدیمی...

 

   

 

 

قابل توجه کسانی که میخوان در عین حال هم قدیمی باشن و هم مدرنیته

 

به این آقا توجه کنین که لباس محلی پوشیده و البت ریش پروفسوریش

        

 

منم هر چی پول داشتم رو خرجوندم

 

      

       

انواع حیوانات من جمله بوقلمون،اردک های گوناگون و یه گاو خوگشل در این موزه حضور ویژه و تحسین کننده ای داشتن!!!

 

     

 

 

یه نکته کنکوری:مستر گاوه عاشق یکی از سمپادی ها شده بود...(همین رو بدون کافیه فضولی دیگه بسته!!!)

 

اینم یه علامت که فک کنم روی دیوار  همه خونه ها وجود داشت که نماد باروری  بود

 

      

    

اینم یه تصویر مفهومی...(اگه گفتین مفهومش چیه؟؟؟)

    

   

 

سوتی یک پدر

کلی راه رفته بودیم و حسابی خسته شده بودیم وقتی به آخرین غرفه رسیدیم هر کس یه جایی پیدا کرده بود و تلپ شده بود...همه تو این حال تلپی بودیم که یه خانوم و آقا به همراه دختر کوچولوشون که هی تو بغل باباش وول میخورد اومدن...

دختر کوچولو:بابا بابا من گاو می خوام(با صدای جیغ جیغ کردن بچه هایی که نق می زنند خوانده شود)

بابا(در حال که ابروهایش رو به علامت تایید نکردن حرفش بالا گرفته بود):خانوم اینجا گاو داره؟؟؟

خانومه (در حالی که غافل از قضیه بود)(با لحنی مهربان و دوست داشتنی):بععععععععععععععععله

.

.

.

.

به به به به بالا بودن ابروی پدر و بععععله گفتن دختره و جیغ بچه باعث خنده کل غرفه شد

اینم اون دو تا دختر ها:

    دو تا دختر ها

اگه نظرها به حد نصاب برسه گزارش اردو پرحاشیه رو قبل امتحانات خرداد ماه میزاریم و گرنه موکول میشه به تابستون

 


 

نوشته شده توسط Saeedeh در سه شنبه 10 اردیبهشت1387 ساعت 21:2 موضوع | لینک ثابت