مکان اردو:گیسم تالش

روز اردو خیلی باحال بود از اون ثانیه اول شروع میکنم:

-سعیده شارژر موبایلت رو آوردی؟؟؟

دیشب یادم بود بیارم  oh my god, no!!! -

- شارژ موبایلم داره تموم میشه کاشکی آورده بودی!!! دیشب باز بلوتوث بازیم گل کرده بود و یادم رفت شارژ کنم...

خب بلاخره از ......................... یه شارژر گرفت و موبایلش رو شارژ کرد...

پ.ن: من موندم موبایل این دختر چقدر جاداره موبایلش واسه خودش یه ویدئو کلوپ هست ...

--------------------------------------------------------------

تو اتوبوس : فقط بچه های کلاس ما و همه ته اتوبوس ... (تریپ خفن!!!)

من تک و تنها رو یه جفت صندلی نشسته بودم(تنهایی رو عشقه)((البت همچین تنهام نبودم!!!))

الهام و فرناز هم پشت سر من(دختر عمه های عزیزم)... هندسفری تو گوششون هر وقت آهنگ باحال داشتن یه ندا می دادن تا ما هم لذت ببریم...

البته من نقش پشتیبانی رو برای بچه ها داشتم موقع .... و ...

--------------------------------------------------------------

داخل شهر:میگن نیروی انتظامی ضامن امنیت جامعه هست همون منکرات... اما نمیدونم چرا اتوبوس ما از بغل  هر کدومشون رد می شد دست هر پیر و جوونی بالا می رفت

عملیات........................................... آغاز شده و این عملیات .................................. با ترانه های مجاز منور گردیده: شب ها که ما می خوابیم آقا پلیسه بیداره ما خواب خوش می بینیم اون دنبال شکاره....

--------------------------------------------------------------

به اردوگاه رسیدیم ...

به یه آلاچیق بزرگ(((آلاچیق که چه عرض کنم دیسکو...))) کنار دریا رفتیم  میخواستم ناهار بخورم که یه جوجو از اون بالا افتاد زمین جلو من...

 

که موقع غذا خوردن من جلو چشام توسط مبصر له شد نمی دونم داشت می رقصید داشت ... یا داشت .... یا ..... و .................. .

تو همین اوضاع و احوال یهو سال اولی ها شروع کردن به جیغ و داد و دست ما هم که از این سال اولی ها دل خوشی نداشتیم{ چون قرار بود با خفن های مدرسه یعنی سال سوم ها اردو بریم که تعویض جا شد} 

ما هم بنا گذاشتیم به رو کم کنی بر و بکس شروع کردن ... من و  الهام و ... وایکس با رقص و... به قول ایگرگ گفتنی سوسکشون کردیم.

اما ما حواسمون به نخبه کلاس یعنی دی جی . ش نبود.

اگه فیلم علی سنتوری رو دیده باشین می تونین به این واقعیت دست پیدا کنین که دی جی . ش همون ش. سنتوری هست

همه با هم : ش. سنتوری... ش. سنتوری

که خیانت و من با تو خوشم ... رو خوند ما هم یاریش کردیم ...

...

ازت خبر ندارم و تا خود صبح بیدارم

حس خوبی ندارم چشام همش به ساعته

میپرسم این چه حسیه؟؟؟ یکی میگه خیانتههههههههههههههههههه

جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ بچه ها و ...

گوشی و بردار تا صدات یه ذره آرومم کنه ...

و اینو بگم سوسک کردنشون رو تکمیل کردیم

البته بعد از" رقص عربی-وبره ای"و ...

 پ.ن:البته با کمک بعضی ها همون طور که در عکس ملاحظه می کنید این عملیات موفقیت آمیز شد

--------------------------------------------------------------

من و الهام دو کار مهم در طول اردو انجام دادیم:

1. من یا همون سعیده جوووووووووووووون فیلم عروسی یه زوج جوون رو خراب کردم که الهام حسابی دعوام کرد...

وقتی داشتن دو نفری کنار ساحل رمانتیکی قدم میزدن و فیلمبردار داشت ازشون فیلم می گرفت من اونجا بودم در شعاع نیم متری و ................................................................. و بدین ترتیب فیلم خراب شد

2.الهام منو دعوت کرد تا به یه رپ که دوست پسر یکی از بروبکس خونده بود گوش کنم عجب صدایی و عجب متن زیبا و آموزنده ای... به به به به.... دست انریکه رو از پشت بسته ...

---------------------------------------------------------------------------------

و قسمت جالب و پر طرفدار اردو یعنی: خرید!!!

خرید ما پر سوتی و صحنه های جالب و رمانتیک و خشونت بار و مخصوصا دعوا بود چون آپ طولانی شد یه کمش رو می گم:

کنار عطر فروشی : به الهام و فرناز گفتم:وای اینجا چه بوی عطری می یاد...

فروشنده:خانم یه لحظه بیاین جلو...

منم جلو رفتم و روی دستم یه عالمهههههههههههه عطر ریخت

فروشنده: آکوا . خانم شما هم جلو بیاین

فرناز جلو رفت و یه سرنگ در آورد و با سرنگ  رو دست فرناز خواست عطر بریزه...

من: فرناز معتاد شدی رفت...

و رو دست الهام هم عطر ریخت و گفت یه چرخی بزنین تندی عطر ها بخوابه...

یه بار دیگه به نمون مغازه رفتیم ... یه بار دیگه عطر بارونمون کرد بازم خواست بکنه دید دیگه جایی پیدا نمیشه که عطر بزنه روی 5 تا برگه عطر ریخت و اسمشون رو هم روش نوشت...

 

هنوز کنار همون مغازه هستیم:

من(آهسته): چی کار کنیم این عطر ها زیادی تند هستند اما میخوام یه دونه بگیرم

فرناز(با صدای بلند بلند و با خوشحالی تمام):فوق فوقش میریم به مرده می گیم میخوایم بریم نظر دوستامون رو بپرسیم اون وقت میریم و دیگه نمی یایم.

(البته جمله آخر رو با صدای بلند بلند بلند و با خوشحالی تمامتر گفت)

هنوز حرف فرناز تموم نشده بود الهام فهمید قضیه چیه در رفت...

من: ببخشید آقا می تونیم بریم یه دور بزنیم نظر دوستامون رو هم بپرسیم و بعدا بیایم

فروشنده:خواهش می کنم.

هنوز حرفش تموم نشده بود ما 2 تا تند رفتیم می خندیدیم

الهام: اون لحظه که فرناز اون حرف رو زد داشتم بهش نگاه می کردم چشاش 4 تا شده بود...

بعد 5 دقیقه===== من: بریم این عطر رو بگیریم.

همون جا ------ فرناز: سعیده اسم عطره چی بود؟؟؟

- فکر کنم آکیو

و خودم به دیدن کیف ها مشغول کردم چون میدونستم این اسم عطر نیست

فرناز: عطر آکیو رو میخوایم

- منظورتون آکوا هست؟

فرناز با لبخندی ملیح( از اون لبخندهایی که وقتی ضایع میشه میزنه):این به من گفت

و منو نشون داد ولی مرده فکر کرد منظور فرناز الهامه...

-----------------------------------------------------------

ساعت یه ربع به 8 هست و تاریک تاریک...  برای آخرین بار ش.سنتوری به ما افتخار داد تا آخرین بار برامون بخونه ... پرده ها کشیده و موبایل بچه ها که با رنگ های مختلف رقص نور شد و نور قرمززززززززززز وآبی و سبزو بساط رقص و .... و ..... .

تو کف آهنگ بودیم و داشتیم جاهایی که لازم بود رو با هم همخونی میکردیم

که ناگهان دست تقدیر ما رو از هم جدا کرد(منظورم رسیدن به لنگرود هست)

 

 

 

 

پ.ن:یه عاله عکس باحال و پرحاشیه از داخل شهر و خرید و کلی جاهای دیگه داشتم               اما...

به دلیل مسائل امنیتی و محرم نامحرمی(این که دروغ بزرگیه چون عکس ها مسئله هر گونه محرم نامحرمی رو نقض می کنه)وهمون دلایلی که خودتون می دونید و من نمی دونم عکس ها گذاشته نشد

The End

 

.

.

.

.

.

.

خیلی طولانی شد نه؟؟؟

حالا بگین اردومون چطور بود خوب بود بد بود؟؟؟

خفن بود یا بیش تر؟؟؟

اما یه عالمههههه فاکتور گیری کردم.(((قضیه چراغ خیلی باحال بود حیف که نشد بگم ! ! ! )))

حسابی خسته شدم بای بای.

 

پ.ن: آب جلبک زده !!!

پ.ن: چراغ !!!

پ.ن: آخرین مغازه !!!

پ.ن:شمارش اشغاله !!!(آشغال نخونید الف کسره داره!!!)

پ.ن:احسان

زیاد به مغزتون فشار نیارید اون هایی که تو اردو نبودن نمی تونن درکککککککک کنن  قضیه چیه ! ! ! البته تیز هوشا می تونن


 

نوشته شده توسط Saeedeh در سه شنبه 28 خرداد1387 ساعت 18:38 موضوع | لینک ثابت